محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
403
خلاصة الحكمة ( فارسى )
محدثهء حرارت و يبوست ، و كثرت نوم مولّدهء بلغم ، و كثرت اكل اغذيهء غليظه و غيرها است . و به سبب اين مواد ، و تقليل حرارت موجبهء هضم و نضج تامّ و دفع فضول آنها نيز . و امّا توليد امراض بلغميه ، به سبب فساد اخلاط موجوده و مجتمع بودن مادّهء آنها است از داخل ، و اعانت برودت از خارج . و خريف ، زياده مىگردد در آن سوداء و امراض سوداويه ؛ به مناسبت مزاج آن با سوداء ، و به سبب متغير بودن هوا در آن به حسب اوقات ؛ از سرد بودن شب و صبحها و آخر روز ، و گرم شدن در وقت ظهر ، و امتزاج فصلين ، و ميل از گرمى به سردى نمودن ، و از پيش گذشتن تابستانى كه به سبب گرمى [ خود ] ، مسامّ و منافذ بدن را متخلخل و مفتوح و سست كرده و تحليل داده موادّ و قوا را و برانگيزانيده صفراء را و سوزانيده اخلاط لطيفه را و مهيا گردانيده بدن را براى امراض كه به اندك تغير هوايى و سدّ مسامى كه واقع گردد و تغليظى كه در آنها به هم رسد ، مجتمع گشته [ و ] باعث تغيير و تعفين و احداث امراض گردند . و نيز در فصل گرما به سبب كثرت و وفور فواكه رطبهء تازه و آشاميدن آبهاى سرد و اغذيهء باردهء رطبه ، فساد در اخلاط به هم رسيده ، و در آن هنگام به سبب عدم اجتماع و ميل حرارت به سوى ظاهر و تحليل لطيف آن به بخار و عَرَق و عدم تصرّف حرارت غريبه در آنها ، ساكن [ و ] غير متحرّك بودند . و در فصل خريف به سبب سَدّ مَسامّ و عدم تحليل لطيف آن به بخار و عَرَق و ميل حرارت به سوى باطن و تصرّف حرارت غريبه در آنها ، باعث هيجان و غَلَيان و احتراق و حدوث امراض مىگردد . و توليد سوداء در آن فصل بسيار مىباشد ؛ به سبب : تغليظ مواد ، و احتراق بعض آنها به سبب تحليل اجزاء لطيفهء آنها به حرارت صيف ، و تَرَمُّدِ بواقى و احتباس آنها در خريف ، و گرديدن سوداء به سبب برودت و يبوست مادّه و اقتضاء فصل . و سبب زيادتى ردائت آنها ، احتباس آنها است در بدن و ضعف قوّه از انضاج و دفع آنها و تصرّف حرارت غريبه در آنها و به تعفّن و غليان درآوردن و احتراق نمودن بعض اجزاء و باعث حدوث امراض سوداويه شدن ؛ از قبيل حُمّيات رِبع و غيرها و توليد خون در بدن كم ؛ به